تبليغاتX
شب نیلوفری

شب نیلوفری

 

آرزوی من این است که دو روز طولانی من کنار تو باشم فارغ از هر پشیمانی

آرزوی من این است یا شوی فراموشم یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من این است که تو مثل یه سایه، سر پناه من باشی لحظه تر گریه

آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده ، همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من این است هستی تو من باشم، لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من این است تو غزال من باشی ، تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من این است در شبی پر از رویا ، پیش ماه و تو باشم، لحظه ای لب دریا

آرزوی من این است از سفر نگویی تو

                                                        تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من این است مثل لیلی و مجنون پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون

آرزوی من این است زیر سقف این دنیا من برای تو باشم تو برای من تنها

آرزوی من این است

                                                          آرزوی من این است

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت14:49توسط نرگس |

 

مرا کم اما همشه دوست داشته باش

این وزن آواز من است

عشقی که گرم و شدید است زود می سوزد وخاموش می شود

من سرمای تو را نمی خواهم و نه ضعفت را

عشقی که دیر بپاید شتابی ندارد گویی برای همه عمر وقت دارد

مرا کم اما همشه دوست داشته باش

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت9:48توسط نرگس | |

 

   خسته ام

   چشمهایم خسته است

   ذهنم پر تشویش

   قلبم پر درد

   گوش هایم دیگر طاقت هیچ هیاهویی ندارد

   لحظه های بی رحم پی در پی هم می گذرد

   انتظاری تلخ

   نه

   انتظار شیرین است

   چون پس از پایانش لحظه دیدار است

   وقتی که صدای نفست در گوش من طنین انداز است

   انتظارم دیگر رو به پایان است

   با بودن تو

   ذهنم پر از آرامش

   قلبم مملو از عشق

   چشمهایم پر شور

   اما

   لحظه های بی رحم تند تند از پی هم می گذرد

    وصدای نفست را از من پس می گیرند

   باز هم

   قلبم پر درد

   ذهنم پر تشویش

   چشم هایم خسته

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت14:57توسط نرگس | |

 

مي دونيد تنها دردي که دارو نداره چيه ....اينه که دلت براي کسي تنگ بشه و اون قبول نداشته باشه که تو دلتنگش ميشي

 

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

 

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

 

 

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

 

 

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 

 

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

 

 

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت15:15توسط نرگس | |

 

خسته ام

اما نه آنقدرکه نتوانم تو را دوست داشته باشم
و از کنارنفس های گرمت بی اعتنا بگذرم.
اگرشوق رسیدن به دستهایت نبود،هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم
واگر صدای گوشنواز تو نبود ازگوشه تنهایی بیرون نمی آمدم.
اگر شوق دیدن چشم هایت نبود هیچ گاه پلک هایم را بیدارنمی کرد
و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید،معنای جهانرا نمی فهمیدم...

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت19:19توسط نرگس | |

 

    نمی مونی؟

 

    - نه دیگه

 

    می خوام برم

 

    می خوام یه جایی برم که توش

 

    نه اشک هست

 

    نه درد هست

 

    نه دوری

 

    ـ باشه

 

    هرجوری راحتی

 

               منم پنجشنبه ها برات فاتحه می خونم

 

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت11:55توسط نرگس | |

تو را ميخواهم و بس

 به تمامي تو را ميخواهم

 هر بار تو را با سازي که صداي آن را بارها شنيده ام 

می سرايم

تو را  با صداي قلب خود ميشناسم

من به راه می افتم نميدانم از کجا شروع  کردم

 ساز دل من سالهاست که تورا ميخواند

 گويي در تو زاده شده بودم

 من تو را ميخواهم و بس

 و تو را در آن صداي نوراني در آن شب افتابي

به نجوايي که نام آن را از ناموس قرون مادرها شنيده بودم

 در روز تولدت بارها فرياد می زنم دوستت دارم ...

+نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت21:53توسط نرگس | |

 

روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

 اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم

تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم

 نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه

 پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم

 افتاده باشم و جان داده باشم

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت22:31توسط نرگس | |

 

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،

در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.


من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.

او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است

اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...

تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين

من و تو،...

هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش زودتر به تو مي گفتم که

                                           عاشقانه دوستت دارم تا ابد...

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت16:41توسط نرگس | |

 

 

      روي قبرم بنويسيد:"مسافر"
 
                روي قبرم بنويسيد:"مهاجر"

                روي قبرم بنويسيد متولد سال عشق
  
                روي قبرم بنويسيدهمسفر باد بوده است...همدم دريا بوده است...

                دوستدار ابر بوده است... عاشق برگ بوده است...
 
                اگر عاشق بودن گناه است روي قبرم بنويسيد گناهكار بوده است...

              اگر براي عشق ترانه سراييدن شاعريست روي قبرم بنويسيد شاعر بوده  

                 است...

                اگر بدست آوردن دل تواناييست بنويسيد ناتوان بوده است...

                اگر معناي عشق فاصله هاست روي قبرم بنويسيد براي نزديك كردن فاصله ها  

               جان داد...

+نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت19:7توسط نرگس | |